شناسهٔ خبر: 14125 - سرویس مسائل علوم‌انسانی
نسخه قابل چاپ

منوچهر آشتیانی؛

تذکراتی درباره‌ی جامعه‎شناسی در ایران

آشتیانی این دانش هم‌اکنون در ایران، نه پیوندی راسخ با گذشته‌ی تاریخی فرهنگ ما ایرانیان دارد و نه دارای ارتباطی متین (محتوایی و شکلی) با میراث فرهنگی و جامعه‌شناسانه‌ی جهانی است! نظام‌های حکومتی موجود نیز در تمام ادوار تاریخی در ایران هیچ‌گاه برای شناخت و راه‌گشایی مسائل و مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملت ایران به گونه‌ی واقعی و جدی به عقاید اجتماعی فلاسفه یا جامعه‌شناسان ایران رجوع نکرده‌اند.

فرهنگ امروز: این نوشته بخشی است برگرفته از کتاب «درآمدی به بحران جامعه‌شناسی جهانی معاصر»، تالیف منوچهر آشتیانی که بواسطه اهمیت آن به نقل از کتاب مذکور در این‌جا نقل می‌گردد.

 

در پایان بحث‌های مقدماتی‌ای که راجع به شروع بحران جامعه‎شناسی جهانی مطرح شد، نگارنده لازم می‌بیند پیش از پرداختن به رئوس مطالب و مسائل مربوط به این بحران، مختصری را درباره‌ی وضع بحران‌آمیز جامعه‎شناسی در ایران به شرح زیر بیان کند:

الف- از بدو پیدایش تا شکل‌بندی وضع کنونی جامعه‎شناسی در ایران یا به‌طورکلی، با ۴ دوره روبه‌رو هستیم که پس از طی این گذار تاریخی کوتاه، بی‌سرانجامی و بلاتکلیفی عمومی جامعه‎شناسی در ایران همچنان بر جای مانده است.

این دانش هم‌اکنون در ایران، نه پیوندی راسخ با گذشته‌ی تاریخی فرهنگ ما ایرانیان دارد و نه دارای ارتباطی متین (محتوایی و شکلی) با میراث فرهنگی و جامعه‌شناسانه‌ی جهانی است! نظام‌های حکومتی موجود نیز در تمام ادوار تاریخی در ایران هیچ‌گاه برای شناخت و راه‌گشایی مسائل و مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملت ایران به گونه‌ی واقعی و جدی به عقاید اجتماعی فلاسفه یا جامعه‌شناسان ایران رجوع نکرده‌اند؛ بنابراین، دانش اجتماعی در ایران دچار ضعف نظریه‌ای و فقر عملی است.

ب- تعداد زیادی از جامعه‌شناسان رسمی و غیررسمی هم‌وطن ما نیز در مصاحبه‌ها، همایش‌ها، میزگردها، مقاله‌ها و آثار خود، هرازچندگاهی به وجود بحران در جامعه‎شناسی ایران اشاراتی کرده‌اند که شرح مفردات آن‌ها بسیار مطول است.۱

هرگاه از بعضی مقاصد غیرعلمی و حتی غیرسیاسی واقعی درباره‌ی پاره‌ای از این اظهارنظرها صرف‌نظر کنیم، حاصل نهایی تمام این بحث‌ها را می‌توان به شرح زیر، در چند مطلب اصلی خلاصه کرد:

نخست آنکه دانش جامعه‎شناسی به شکل کنونی و رایج آن در ایران «دانشی وارداتی» است که از اکثر مزایا و معایب این جریان وارداتی برخوردار است.

دوم آنکه دانش جامعه‎شناسی پس از ورود به ایران، به دلایل عدیده‌ای نتوانسته است بومی (ملیِ ایرانی) شود و بنابراین، از تحلیل واقعی -به‌ویژه کلان یا ماکرویِ- اوضاع اجتماعی در ایران باز مانده است.

سوم آنکه چون دانش جامعه‎شناسی در ایران به‌مثابه علم، به ناچار بخشی از جامعه‎شناسی جهانی است؛ لذا مسائل و مشکلات جهانی این دانش را نیز همراه خود به ارمغان می‌آورد.

چهارم آنکه به علت عمر کوتاه این دانش در ایران و تطابق نداشتن آن با گذشته‌ی فرهنگی، ملی مردمان میهن ما و فقدان آشنایی واقعی و عمیق با اساس این دانش در غرب و پراکندگی شدید تراجم و تألیفات درباره‌ی جامعه‎شناسی در ایران و جهان و وجود اشکالات عدیده‌ی زبانی و مفهومی در برگرداندن زبان علمی جامعه‎شناسی جهانی به بیان مترادف ایرانی آن و فقدان توجه واقعی اداره‌کنندگان میهن ما به چنین دانشی و سرانجام، بلاتکلیفی و ناکارآمدی واقعی علمی این دانش برای تحلیل و رفع معضلات اجتماعی در ایران، در نتیجه دانش جامعه‎شناسی در میهن ما به بحران مضاعفی مبتلا شده است و آن «بحران شناختِ بحران علوم اجتماعی در ایران» است!

تضاعف این بحران به‌ویژه از این لحاظ نیز تشدید شده است که در این دانش هم‌اکنون شکل نادرست و نامناسب آن، که اشکال پوزیتیویستی و پراگماتیستی و ابزارگرایانه و بازاری در جهان غرب است، در میهن ما (مخصوصاً در شکل دانشگاهی) ارائه داده می‌شود و این گرایش‌های محافظه‌کارانه و ارتجاعی، جامعه‎شناسی را به پایین‌ترین سطح آن در میهن ما می‌کشاند.

* به‌زعم نگارنده، به‌طورقطع راه‌حل این بحران در وهله‌ی نخست، شناخت دقیق آرای مربوط به «الهیات تاریخ و جامعه» در ایران و آن‌گاه ارجاع آن‌ها به «سپهر فلسفه‌های تاریخ و جامعه» در میهن ما و سرانجام گذار دادن این میراث فرهنگی عظیم به «جامعه‎شناسی علمی جهانی» است که در این گذار و ایجاد تعاطی باید از حداکثر توان دیالکتیکی اندیشه‌ی جامعه‌شناسانه (درک علمی روابط متقابل و متعاکس و متعامل و متحرک) بهره برد تا به نتایج باز و انتقادی و روشن‌فکرانه دست یافت. به‌طورقطع، ایجاد هر حرکتی در جهت عکس این ارجاعات باعث تضعیف کامل جامعه‎شناسی علمی در ایران و کند شدن آن از جامعه‎شناسی علمی جهانی خواهد شد.

۱. تعداد کثیری از جامعه‌شناسان دانشگاهی در همایش‌ها، رساله‌ها، مقاله‌ها، میزگردها، مصاحبه‌ها و در آثار خود، راجع به وضع جامعه‎شناسی در ایران و بحران آن اظهار نظرهایی کرده‌اند که مجمل زیر بخشی از این مفصل را معرفی می‌کند.

الف- جامعه‎شناسی و فرهنگ ما (دکترها: توکل، توسلی، ارمکی، وثوقی، محسنی)؛

ب- از علم الاجتماع تا جامعه‎شناسی (دکتر طیبی)؛

پ- جامعه‎شناسی در ایران (دکترها: توکل، توسلی، کتبی، طالب، کچوئیان، ارمکی، محسنی)؛

ت- میزگرد بررسی وضعیت جامعه‎شناسی در ایران (دانشگاه انقلاب، دکترها: توکل، خانم حکمی، رجایی، نیک‌گهر)؛

ث- موانع رشد جامعه‎شناسی در ایران (دکتر وثوقی)؛

ج- مرگ جامعه‎شناسی (دکتر کچوئیان)؛

چ- نقش علوم اجتماعی در آینده ایران (دکتر توکل)؛

ح- وضعیت پژوهش، آسیب‌ها و راهکارها (حجت‌الاسلام دکتر عباسی)؛

خ- نظریه‌پردازی در علوم اجتماعی (دکتر مهدی طالب).

این ۲ مقاله‌ی اخیر در «خبرنامه‌ی نهضت آزاداندیشی و تولید علم» (در حوزه‌ی علمیه‌ی قم) انتشار یافته است. ضمناً رجوع شود به «یاری پژوهشگران به جنبش اجتماعی» پیر بوردو، «محافظه‌کاری در جامعه‎شناسی»؛ نیکلاس لومان، «نظریه‌ی اجتماعی و عمل سیاسی»، برایان فی (مترجم محمد زارع).

نظر شما