کل اخبار:۷
-
۱۳۹۸-۰۴-۰۹ ۱۴:۳۵
خالی بند (کمدی در پنج پرده و به نثر)
اونوره دو بالزاک
خالیبند آخرین نمایشنامه اونوره دو بالزاک است. شخصیت محوری این نمایشنامه مرکاده، سوداگر ماهری است که اخلاق و اصول را برای رسیدن به خواستههای خویش زیرپا می گذارد و از سوی طلبکاران متعددش تحت فشار قرار گرفته است.
-
۱۳۹۸-۰۳-۱۹ ۱۴:۳۰
کمدی، تراژدی و دین چه رابطهای با هم دارند؟
جان مورل معتقد است که کمدی، تراژدی و دین از آغاز درهمتنیده بودند. تراژدی و کمدی نهتنها به جهان یکسانی مینگرند بلکه هردو گرایش به تمرکز بر سویه پرسشبرانگیز این جهان دارند.
-
۱۳۹۸-۰۲-۰۸ ۱۰:۰۳
مهشید نونهالی: مولیر کمدی را از سطح نمایشهای نازل به حد تراژدی رساند
مهشید نونهالی گفت: مولیر میخواست کمدی را هم بهصورت نمایشی برای نقد اساسی از مسائل و کاستیهای اجتماع در آورد.
-
۱۳۹۷-۱۲-۱۳ ۱۱:۰۰
«ارباب پونتیلا و بردهاش ماتی» از شخصیتی دوگانه میگوید
نمایشنامه «ارباب پونتیلا و بردهاش ماتی» که به تازگی منتشر شده است یکی از کمدیهای برشت است که نظام ارباب رعیتی را به سخره میگیرد.
-
۱۳۹۷-۱۱-۰۷ ۱۶:۴۰
مورد عجیب اکران ۹۷/ کارگردان واقعی این فیلمها کیست؟
در سال ۹۷ شاهد حضور فیلمهایی بر پرده سینماها بودیم که بیش از آنکه هر یک به فیلمهای قبلی سازندگانشان شباهت داشته باشند، گویی منطبق بر فرمولی مشترک به تولید رسیدهاند!
-
۱۳۹۷-۱۰-۰۹ ۱۱:۲۹
سعادت از نگاه ارسطو؛
«دور» در نظام اخلاقی ارسطو
آنچه بیش از هر چیزی در نظریۀ اخلاقی ارسطو مورد انتقاد واقع شده است فقدان یک قاعدۀ مشخص برای انجام عمل اخلاقی است. از آنجایی که سعادت پیوند وثیقی با رفتار فضیلتمندانه دارد، مهارت کشف حد وسط اهمیت بسزایی پیدا میکند؛ این در حالی است که ارسطو برای شناخت فضیلت ما را به فرد فضیلتمند ارجاع میدهد؛ اما یافتن فرد فضیلتمند خود مستلزم برخورداری از شناخت فضایل است. این بهاصطلاح «دور» در نظام اخلاقی ارسطو بهراحتی قابل حل نیست.
-
۱۳۹۷/۱۰/۰۴
گفتوگو با موسی اکرمی در مورد احمد فردید (۱)؛
کاریفیلوسوفیکاتور: کمدی-تراژدی فلسفهناخواندۀ فلسفهستیزی که در فلسفه مقام استادی یافت
فردید به منابع فکری خود نیز رحم نکرد. شاید تنها و تنها هایدگر استثناء باشد. او کشف کرد که ابن عربی یک چشم تصوف را کور کرد و چشم دیگر را گذاشت تا بعداً ملاصدرا کور کند! او با قدرناشناسی تمام کربن را جاسوس و عضو شش لژ فراماسیونری اعلام کرد. این گونه بود که به نظر آمد کسانی از عقلا که با دقت بیشتری افکار و رفتار فردید را مینگریستند دریافتند که او چندان آدم جدیای نیست. چنین بود که حتی کسانی که روزی فردید را قبول داشتند در بارهاش از تعبیر شارلاتان و شارلاتانیسم استفاده کردند.