شناسهٔ خبر: 58664 - سرویس کتاب و نشر
نسخه قابل چاپ

بررسی و نقد کتاب روشنفکران و دولت در ایران: سیاست، گفتار و تنگنای اصالت؛

در وصف روشنفکران عرفی

نگین نبوی روشنفکران و دولت در ایران، هم تاریخ وقایع است و هم تاریخ اندیشه، شرح فعالیت‎های روشنفکران عرفی ایران و مطالعۀ دگرگونی‎های گفتار آنان طی دو دهه‎ای است که به انقلاب اسلامی انجامید. گزارش سفر پرماجرای آن‎هاست از عضویت در حزب توده در اوائل دهه ۱۳۲۰ و جبهه ملی لیبرال در دهه ۱۳۳۰ تا روزگاری که اعمال و گفتار آنان تحت کنترل شدید و جدی قرار گرفت.

فرهنگ امروز/ سارا اکبری:[۱]

بحث دربارۀ روشنفکری و جریان‎های روشنفکری در تاریخ جدید ایران یکی از مهم‎ترین مسائلی است که در حوزه تحولات فکری جامعۀ ایران وجود دارد؛ ازاین‎رو، کندوکاو در علل و عوامل و زمینه‎ها و شناخت بسترهای شکل‎گیری روشنفکران ایرانی از قرن نوزدهم به این‎سو حائز اهمیت به ‎نظر می‎رسد. بررسی تاریخ روشنفکری ایران چه‎بسا می‎تواند در ترسیم و فهم و تفسیر تحولات تاریخ معاصر ایران، از قاجاریه به این‎سو، گام مهمی باشد. با توجه به این امر، در ارتباط با مفاهیم بحث‌برانگیز روشنفکر و روشنفکران و به ‎تبع آن جریان روشنفکری در ایران، مباحث متعددی صورت ‎پذیرفته و آثار متعددی به قلم نگارند‎گان داخلی و خارجی در این باب به نگارش در آمده ‎است که هریک از دریچه نگاه خود به این مسئله پرداخته‎اند؛ کتاب روشنفکران و دولت در ایران نیز تلاشی است برای ارائه نگاهی نو در این زمینه.

نگین نبوی مؤلف کتاب، با تأکید بر تاریخ اندیشه، شرح فعالیت‎های روشنفکران عرفی در ایران و مطالعۀ دگرگونی‎های گفتار آنان طی دهه‎های ۴۰ و ۵۰ که به انقلاب اسلامی انجامید، بر این باور است که علت فعال ‎شدن روشنفکران ‎عرفی در جریان وقایع سال ۱۳۵۷ این است که دیدگاه‎هایی که اسلام‎گرایان در سال‎هایی ۵۷-۱۳۵۶ در مورد اسلام به‎عنوان ابزاری برای «احیای فرهنگی» و «تأکید بر خویشتن» تبلیغ می‎کردند، با دیدگاه‎هایی که روشنفکران عرفی طی مدت ۱۵ سال منادی آن بودند، چندان اختلافی نداشت.

  1. معرفی ‎کلی کتاب

کتاب «روشنفکران و دولت در ایران: سیاست، گفتار و تنگنای اصالت[۲]» نوشتۀ «نگین نبوی» را «حسن فشارکی» به فارسی برگردانده ‎است. در توضیح پشت جلد کتاب آمده ‎است: ‎«کتاب روشنفکران و دولت، روایت تغییری مهم و اساسی است در اندیشۀ روشنفکران ایران در فاصلۀ سال‌های دهۀ ۱۳۲۰ تا سال‌هایی که به انقلاب ۱۳۵۷ انجامید. اینکه کدام عوامل در این تغییر مؤثر بوده‌اند، چگونگی این تغییر و نتایج آن بر فضای فکری و سیاسی کشور در این کتاب با رجوع به نوشته‌هایی بررسی شده ‎است که در سال‌های اخیر کمتر مورد توجه تاریخ‌نگاران قرار ‎گرفته‌اند. حاصل کار تصویری است که هم از پویایی و تغییرپذیری تفکر روشنفکری ایران در این سه ‎دهه حکایت می‎کند و هم از وجود جریانی قوی در طیف روشنفکری ایران که ابعاد آن را نمی‎توان آن‌چنان‌که معمول است، فقط با مطالعۀ آرا و عقاید تعداد معدودی از روشنفکران که در زمرۀ مشهورترین‌ها به‌ شمار می‌آیند، به‌درستی دریافت.»

در واقع کتاب روشنفکران و دولت از نادر نوشته‌هایی در تاریخ‌نگاری روشنفکری ایران است که تلاش‎ کرده‌ از الگوهای غالب بر این تاریخ‌نگاری پرهیز کرده و عوامل متعددی را که در شکل‌گیری آرا و عقاید روشنفکران مؤثر بوده‌اند مبنای تحقیق خویش قرار دهد. در این کتاب علاوه بر نوشته‌ها و باورهای افراد مورد مطالعه، چارچوب اجتماعی-سیاسی‌ای که در آن به سر برده‌اند، تحرکات و جهت‌گیری‌های سایر فاعلان سیاسی و ذهنیت‌های غالب بر فضای روشفکری ایران و جهان مد‎نظر قرار گرفته‌اند. کتاب حاضر را انتشارات «شیرازه کتاب ما» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده ‎است.

کتاب در دو بخش کلی تنظیم شده ‎است: بخش ‎اول به بررسی شرایط سیاسی و جامعه روشنفکری طی سال‌های ۱۳۴۲-۱۳۳۲ اختصاص دارد و در قالب سه فصل به بررسی علل کناره‌گیری روشنفکران از حاکمیت و پیامدهای آن می‌پردازد؛ بخش دوم با عنوان بنیادستیزی روشنفکران به دو فصل تقسیم می‌شود، در ابتدا به ظهور پدیده‌ای به نام «روشنفکر جهان‌سوم» پرداخته ‎شده و سپس چگونگی همگرایی روشنفکران با نیروهای مذهبی که ماحصل یک جریان تاریخی است به بحث گذاشته می‌شود.

فصل اول کتاب «‎روشنفکران و دولت: چشم‎اندازه تاریخی» نام گرفته‎ است که نویسنده پس از بیان آرای گوناگون در خصوص واژۀ مناقشه‎بر‎انگیز روشنفکر، تعریف خود را در این‎ خصوص ارائه می‌دهد. وی استفاده از واژۀ روشنفکر در ایران را به سال ۱۳۲۰ و پس از ظهور حزب توده نسبت می‌دهد. در واقع تمایل مردم برای تغییر اوضاع مملکت و امکان بحث پیرامون عقاید جدید در حزب توده ازجمله عواملی بود که باعث اقبال عمومی به‎ویژه جوانان و تحصیل‎کردگان جامعه به این حزب شد؛ به ‎همین دلیل برخی داستان روشنفکران ایرانی در دهه‌های ۱۳۲۰ و۱۳۳۰ را با سرنوشت حزب ‎توده عجین می‌دانند. بر ‎همین اساس، مفهوم روشنفکر دارای بار مارکسیستی و اعتقاد به ایدۀ مبارزه انقلابی علیه وضعیت موجود و دولت حاکم را در خود داشت ‎(ص۹).

«بحران روشنفکران» عنوان فصل دوم کتاب است. نبوی در این فصل بر فضای یأس و تلخ‌کامی و ناامیدی که جو روشنفکران را فراگرفته ‎بود و به ضرورت ایجاد یک جنبش اصیل اجتماعی ‎(ص ۵۰) جهت ایجاد امید و اعتماد بین جوانان اشاره ‎دارد. در این شرایط پرداختن به مسائل فرهنگی و هنری ابزاری بود تا در فضای انسداد سیاسی از آلام روشنفکران تا‎ حدی کاسته ‎شود. روشنفکران با طرح افکار خود در قالب عقب‌افتادگی و لزوم مدرن‌سازی فرهنگی به مبارزه با جریان کودتا برخاسته بودند که تلاش می‌کرد افق روشنی برای جامعه متصور‎ شود.

در فصل‎ سوم کتاب تحت‎ عنوان «روشنفکران در سیاست»، نویسنده دورۀ سه‌ساله‌ای (۱۳۴۲-۱۳۳۹) را با عنوان «دورۀ وقفه» مورد بررسی قرار می‎دهد. در ابتدا به برخی وقایع تاریخی آن دوران اشاره می‌شود: انتخابات مجلس در سال ۱۳۳۹ که به دلیل تقلب‌های علنی مورد اعتراض بسیاری قرار گرفت، تشکیل جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی، دولت امینی و رویکرد منتقدانۀ وی به حکومت و تلاش در جهت اصلاح، انقلاب سفید شاه و مردم. رویکرد اصلاح‌طلبانۀ حکومت مناقشات بسیاری را در بین روشنفکران ایجاد کرد. گروهی مصمم بودند تا در سایه موقعیت جدید فرصتی برای بهبود اوضاع ایجاد کنند و گروهی دیگر با پافشاری بر موضع عدم‌ سازش راه هر‎گونه اشتراک‌ مساعی را بن‌بست می‌دانستند. «ویژگی مهم این دوران دودستگی بین روشنفکران بود؛ به‌این‌ترتیب جامعه روشنفکری دچار نوعی بحران شد. گروهی پیرو مشی مخالفت سازنده در مقابل موضع عدم سازش بودند و نفی کل طبقه حاکم را مردود می‌دانستند؛ چراکه دربرگیرندۀ طبقه‌های ارتجاعی تا لیبرال بود. درحالی‌که گروه بسیاری از روشنفکران که از جنبش‌های انقلابی جهان سوم به شوق آمده ‎بودند و می‌خواستند طومار رژیمی که آن را چیزی جز زاییده امپریالیسم نمی‌دانستند درهم بپیچند» ‎(ص ۹۱).

«ظهور روشنفکر جهان‌سوم‎گرا» عنوان چهارمین فصل کتاب است. در این فصل ادعای نویسنده این است که رواج دو مفهوم «تعهد» و «جهان‌سوم‌گرایی» در بین روشنفکران شرایط را به‎گونه‌ای رقم می‌زد که به‌رغم نفوذ روشنفکران تندرو غربی همچون سارتر و راسل در اندیشه‌هایشان هم بتواند در قبال تکنوکرات‌های تحصیل‌کردۀ غرب موضعی خصمانه بگیرند تا «خودی» به نظر آیند و هم در قالب ایدئولوژی جهان‌سوم‌گرایی دنیا قرار داشته باشد.

فصل پنجم کتاب «به عضویت پذیرفتن روشنفکران»، به بررسی شرایط اوایل دهۀ ۱۳۵۰ اختصاص دارد. نبوی بر این باور است که قدرت بلامنازع در منطقه، افزایش قیمت نفت و سرکوب شدید مخالفان داخل و تمرکز قدرت در دست حکومت شاه را بر آن داشت تا کشور را در آستانه دروازه تمدن بزرگ ببیند. درعین‎حال، اصرار روشنفکران بر حفظ اصالت باعث شد تا حکومت نیز نسبت به این شرایط واکنش نشان دهد و با ایجاد شورای ‌عالی فرهنگ و هنر با هدف ترویج «فرهنگ اصیل ملی» بر آن شد تا ایده «اصالت» را از دست روشنفکران خارج سازد.

  1. تحلیل و ارزیابی شکلی و محتوایی

ارزیابی شکلی

همان‎گونه که پیش‎تر ذکر شد، روشنفکران و دولت از نادر نوشته‌هایی در تاریخ‌نگاری روشنفکری ایران است که تلاش‎‎ کرده‌ از الگوهای غالب بر این تاریخ‌نگاری پرهیز‎ کرده و طرحی نو ارائه ‎کند. به ‎لحاظ شکلی، طرح روی جلد کتاب به‎گونه‎ایست که نخست توجه مخاطب را به‌ ‌عنوان کتاب معطوف می‎سازد و به ‎موازات آن تصاویر چند تن از روشنفکران مشهور نیز دیده ‎می‎شود که با عنوان کتاب تناسب دارد؛ هرچند باید به این نکته نیز توجه داشت که تیتر فرعی کتاب نوعی ابهام دارد که ذهن مخاطب را به جست‎جوی مقصود نویسنده معطوف می‎سازد. طرح پشت جلد که معرفی اجمالی محتوای کتاب است، تصویری دقیق و قابل فهم را به خواننده ارائه می‎دهد. فهرست مطالب کتاب به طرز گویایی به خواننده در فهم محتوای کلی کتاب یاری‎رسان است و مهم‎ترین دلیل این امر، تقسیم کتاب به دو بخش/ بهره و سپس فصل‎بندی هریک از بخش‎ها ذیل عنوان بخش مرتبط با آن است که مقصود مؤلف را آشکار‎تر می‎سازد. همخوانی عناوین فصل‎ها با مطالب آن و نیز آوردن منابع مورد استفاده و توضیحات به‎ شکل پاورقی در اغلب صفحات‎ کتاب که فهم مطالب را برای مخاطب (به‎ویژه مخاطب غیرمتخصص) آسان‎تر می‎سازد از دیگر نقاط قوت کتاب محسوب می‎شود. گزیده ضمایم (پیوست‎ها) و نمایه از دیگر امتیازات کتاب است.

به‎‎رغم نکات مثبت از لحاظ شکلی، مواردی به چشم می‎آید که رفع آن‎ها بر غنای این اثر خواهد افزود. نخست آنکه با توجه به حجم متوسط کتاب ‎(۲۸۸ صفحه) به نظر می‎رسد از نظر کیفیت صحافی و شیرازه شرایط مطلوبی وجود ندارد. از جنبۀ آیین نگارش نیز معدود غلط‎هایی تایپی (برای مثال در صفحه نخست فهرست مطالب)، عدم رعایت نیم‎فاصله در موارد متعدد، عدم حذف به ‎قرینۀ برخی از فعل‎ها که روان‎خوانی متن را اندکی با دشواری مواجه می‎سازد، ازجمله مواردی است که رفع آن‎ها بر جذابیت کتاب می‎افزاید.

ارزیابی محتوایی

پژوهش علمی و آکادمیک دربارۀ تاریخ روشنفکری ایران ازجمله پژوهش‎هایی است که به آگاهی و دقت بالایی نیاز دارد، ازاین‌رو پژوهشگران داخلی و خارجی کوشیده‎اند با ارائۀ آثار متعدد به جنبه‎های مختلف این موضوع بپردازند. روشنفکران و دولت در ایران، نمونۀ بسیار خوبی در این زمینه است که با اندیشۀ بررسی گفتار روشنفکری بر مبنای نوشته‎های نشریه‎های فارسی به نگارش در آمده است. نکته جالب و قابل توجه اینکه به‎رغم فارسی بودن منابع مورد استفاده برای نگارش کتاب، متن اصلی کتاب به زبان انگلیسی است که حسن فشارکی ترجمه‎ای ارزنده از آن ارائه داده است. آشنایی مترجم با زمینۀ موضوعی و محتوایی پژوهش و تسلط وی بر زبان مبدأ و مقصد سبب شده است که وی بتواند کتاب را به‎گونه‌ای سلیس و روان به فارسی برگرداند. دقت در واژه‌گزینی، کاربرد تعابیر و اصطلاحات تخصصی متناسب با موضوع پژوهش، عدم استفاده از واژگان نامأنوس با زبان مقصد و از همه مهم‎تر مراجعۀ مترجم به کتاب‎ها و نشریات فارسی برای پیدا کردن عین عبارات نقل‌قول‌شده در متن، حکایت از تلاش مترجم برای وفاداری به متن و چارچوب ذهنی نویسنده دارد.

تاریخ‎نگاری روشنفکری در ایران دچار کاستی‎ها و نقایصی است که نمی‎توان از آن‎ها چشم‎پوشی‎کرد. کتاب روشنفکران و دولت با اشاره به این کاستی‎ها آغاز می‎شود و نگارنده در نقد پژوهش‎های قبلی و ضرورت انجام پژوهشی جدید با کاربست یک الگوی جدید، سه دلیل ارائه می‎دهد: نخست اینکه، تاریخ‎نگاران اغلب داوری‎های مبالغه‎آمیزی نسبت به روشنفکری و روشنفکران در ایران داشته‎اند؛ هم آنجا که نقش روشنفکران منفی ارزیابی شده ‎است -که اغلب چنین است- و هم نادر نوشته‎هایی که این نقش مثبت دانسته‎شده، نویسندگان با مفاهیم و مقولات و کلمات سختی به داوری نشسته‎اند. دومین مشکل/کاستی موجود در حوزه تاریخ‎نگاری روشنفکری در ایران، عدم رعایت بی‎طرفی در مورد یک روشنفکر و ارائۀ کهن‎تصویری ایستا از اندیشۀ وی است. اینکه جلال آل‎احمد کارکرد روشنفکر را در چارچوب دو مقولۀ «خدمت» یا نقطه مقابل آن یعنی «خیانت» ارزیابی می‎کند، نمونۀ مثالی است از شیوۀ پرداختن به تاریخ روشنفکری ایران. سومین مسئله، مطالعۀ تاریخ روشنفکری یا تاریخ اندیشه معاصر مستقل از عوامل بی‎شماری که به‎ طور مستقیم و غیرمستقیم بر این تاریخ و روند شکل‎گیری آن تأثیر گذاشته‎اند. در این تاریخ‎نگاری برای مطالعۀ روشنفکران و عقایدشان به آنچه گفته‎اند و نوشته‎اند اکتفا می‎شود و آن‎گاه نیز که محقق می‎خواهد قدمی فراتر از تولیدات ذهنی روشنفکران بردارد، نهایتاً به منشأ عقاید آنان که گاه باید آن را در عقاید یکی دو متفکر غربی و گاه در وابستگی‎های سیاسی روشنفکران مورد مطالعه جست‌وجو کرد، پرداخته می‎شود. به ‎این اعتبار شرایط زندگی روشنفکر به‌کل از قلم می‎افتد.

نگین‎ نبوی با آگاهی از کاستی‎های فوق سعی در کاربست الگویی جدید دارد که بر اساس آن بتواند عناصر غایب اما مؤثر در شکل‎گیری جریان روشنفکری در ایران را به نمایش بگذارد. وی در این ‎باره می‎نویسد: «برخلاف بیشتر تحقیقاتی که دربارۀ روشنفکران ایرانی صورت‎ گرفته و بر افراد خاصی تمرکز یافته، ادعای اصلی ما در اینجا آن است که فضای روشنفکری، یا دقیق‎تر بگویم برداشت روشنفکران از وضعیت داخل و خارج کشور، نقش بسیار مهم‎تری در شکل‎گیری نظریه‎های آنان دارد تا دیدگاه افراد خاص این گروه. بنابراین هدف من در اینجا تلخیص نوشته‎های چند ‎تن از روشنفکران نیست، بلکه بیشتر توجه به دیدگاه‎های قشر وسیعی از روشنفکران نه‌چندان اصیل، شامل نویسندگان، مقاله‎نویسان و روزنامه‎نگاران است» ‎(ص ۱۹). بر همین مبنا، نبوی برای تشریح جریان روشنفکری در ایران از منابع تحقیقاتی متمایزی سود می‎جوید. منبع عمدۀ تحقیقات وی نشریه‎های روشنفکری آن زمان، مصاحبه‎ها، خاطرات و اسنادی که در دو طرح تحقیقاتی تاریخ شفاهی منتشر شده، می‎باشد. نگارنده مدعی است که منابع فوق «می‎تواند به بهترین وجهی جو غالب روشنفکری در ایران را نشان دهد» (ص ۱۸). نکته دارای اهمیت اینکه نبوی‎ کوشیده است در تمام متن کتاب به منابع مذکور وفادار بماند و قریب‌به‎اتفاق منابع مورد استفاده در سرتاسر کتاب همان مقالات موجود در نشریه‎ها، خاطرات و مصاحبه‎ها می‎باشد. نبوی با بهره‎گیری از همین منابع در تمام سطور کتاب نشان می‎دهد که فضای روشنفکری در این دوران بیشتر تحت تأثیر گرایش‎های موجود در آن زمانه ازقبیل لیبرالیسم غرب‎گرا، اندیشه‎های ناسیونالیستی و به‎ویژه اندیشۀ جهان‌سوم‎گرایی بود تا افرادی که ایده‎های خاصی داشتند.

خوانش دقیق منابع تحقیق از نقاط قوت این کتاب محسوب می‎شود، چراکه نویسنده با دقت‎ نظر خاصی توانسته ‎است با مراجعه به آن‎ها علاوه بر توصیف موشکافانۀ فضای حاکم بر جامعه در آن زمان، استدلال‎های خویش را با زمینه و زمانه تاریخی دهه‎های ۴۰ و ۵۰ پیوند بزند و تا حد زیادی ذهن پرسشگر مخاطب را مجاب سازد. این امر به‎ویژه در سه فصل پایانی کتاب که ایده اصلی کتاب یعنی چگونگی آشتی گفتارهای متضاد در جریان روشنفکری و اینکه چگونه روشنفکران عرفی در کنار عناصر مذهبی قرار‎ گرفتند و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را رقم زدند را دربر می‎گیرد و به‎گونه‎ای هنرمندانه به تصویر می‎کشد.

در کنار غنای محتوایی که در بالا به آن اشاره شد، نویسندۀ کتاب به روش پژوهش که در واقع به‌نوعی روش آزمون فرضیۀ پژوهش نیز می‎باشد اشاره‎ای نکرده و تنها به توضیحی مختصر در باب شیوۀ گردآوری داده‌ها اکتفا کرده ‎است. اگرچه مخاطب متخصص ممکن است در طول مطالعه کتاب به روش نانوشتۀ آن یعنی «تاریخ سیاسی جدید» ‎(که رویکردی مفهومی و روش‌شناختی به‎ حوزه تاریخ است و افق‌های تازه‌ای در حوزه تاریخ سیاسی مثل بازنگری در معنا و قلمرو امر سیاسی، مباحث و موضوعات فرهنگی و زبانی و تأثیرات آن در تاریخ سیاسی و شکل‌گیری موضوعاتی چون مشارکت سیاسی گستردۀ اجتماعی، هویت‌های عمومی و ملی اجتماعی، فلسفه تاریخ جدید و تأثیر آن بر حوزه سیاست را مورد بررسی قرار می‎دهد) پی ببرد. اما ابهام در روش پژوهش می‎تواند مخاطب و به‎ویژه مخاطب غیرمتخصص را دچار نوعی سردرگمی کند، چرا‎که وی با انبوهی از داده‎های تاریخی روبه‌روست که یک روایت منظم تاریخی را ارائه می‎دهد اما فرضیه‎ای را به آزمون نمی‎گذارد.

مسئلۀ دیگر، منابع اصلی مورد استفاده در پژوهش است که پیش‌تر به آن اشاره ‎شد. نبوی مدعی‎ است که با توجه به دیدگاه‎های روشنفکران نه‌چندان اصیل، شامل نویسندگان، مقاله‎نویسان و روزنامه‎نگاران به‎گونه‎ای دقیق‎تر می‎توان به حقایق و فضای روشنفکری آن زمانه پی‌برد. در پاسخ به این ادعا می‎توان گفت اگرچه بهره‎ جستن از متونی که کمتر مورد توجه قرار‎ گرفته و قادر به روشن ساختن زوایای جدیدی در افق مباحث مرتبط با موضوع کتاب است، امری مطلوب است؛ اما به ‎موازت آن می‎توان از نبوی این پرسش را داشت: آیا می‎توان افراد شاخص در عرصه روشنفکری را که بی‌شک نقشی تعیین‎کننده در جریان وقایع و حوداث آن سال‎ها داشته‎اند را به حاشیه ‎راند و قدرت اثرگذاری دیدگاه‎های آنان را با افراد نه‌چندان اصیل هم‌سنگ دانست؟ به نظر می‎رسد نبوی از این نکتۀ مهم غافل بود‎ است که دل‌مشغولی، اهداف و دیدگاه‎های افراد شاخص در حوزه روشنفکری که اغلب تحت‎ تأثیر روندهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعیست، به‎مراتب با دغدغه‎ها و اهداف مقاله‎نویسان و روزنامه‎نگاران که بیش از هر چیز متأثر از جو زمانۀ زیست آن‎هاست تفاوت‎هایی جدی دارد که به ‎تبع ممکن است تحلیل‎هایی ناقص و چه‌بسا نادرست ارائه شود.

نتیجه‎گیری

روشنفکران و دولت در ایران، هم تاریخ وقایع است و هم تاریخ اندیشه، شرح فعالیت‎های روشنفکران عرفی ایران و مطالعۀ دگرگونی‎های گفتار آنان طی دو دهه‎ای است که به انقلاب اسلامی انجامید. گزارش سفر پرماجرای آن‎هاست از عضویت در حزب توده در اوائل دهه ۱۳۲۰ و جبهه ملی لیبرال در دهه ۱۳۳۰ تا روزگاری که اعمال و گفتار آنان تحت کنترل شدید و جدی قرار گرفت. این کتاب همچنین دربارۀ تغییرات ایجاد‎شده در برداشت روشنفکران از مفهوم روشنفکر و نیز مفهوم مذهب، به‎ویژه اسلام است که جای خود را به‎عنوان قوی‎ترین مؤلفۀ «فرهنگ اصیل» روزبه‎روز بیشتر در میان محافل عرفی دهه۱۳۵۰ باز می‎کرد. فارغ از نکاتی که در قالب نقد شکلی و محتوایی مطرح‎ شد، نبوی برای شناساندن عوامل متعددی که در شکل‎گیری آرا و عقاید روشنفکران و سایر فاعلان سیاسی و ذهنیت‎های غالب بر فضای روشنفکری ایران طی دهه‎های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ تلاش ارزنده‎ای کرده است که در نوع خود منحصربه‎فرد و قابل تأمل است.

* نگین نبوی فارغ‎التحصیل دوره دکتری از کالج سنت‎آنتونی دانشگاه آکسفورد و در حال حاضر استاد تاریخ دانشگاه ایالتی مونتکلر در نیوجرسی آمریکا است.

 

[۱] دانشجوی دکتری علوم سیاسی (گرایش مسائل ایران) دانشگاه فردوسی مشهد.

[۲] روشنفکران و دولت در ایران: سیاست، گفتار و تنگنای اصالت/ نگین نبوی؛ ترجمه حسن فشارکی، تهران: انتشارات شیرازه کتاب ما، ۱۳۹۷.

نظرات مخاطبان 0 1

  • ۱۳۹۸-۰۱-۲۱ ۰۸:۰۰سعید 2 19

    گرچه تاریخ روشنفکری ایران را نقطه آغازی نیست لیکن به گمانم بررسی و نقد آثاری از این دست که با ورود به بطن جامعه روزگار خویش سعی در کنکاش این جریان دارند بسیار قابل توجه است.  
                                

نظر شما