شناسهٔ خبر: 64826 - سرویس اندیشه
نسخه قابل چاپ

رضا مختاری اصفهانی/ به بهانه انتشار «گنگ خوابدیده»؛

گام نخست در مسیر شناخت غرب

گنگ خوابدیده نویسنده مواجهه ایران و غرب را به «برخورد» و «آشنایی» تقسیم کرده است. حاصل برخورد با غرب در صحنه‎هایی چون جنگ‎های ایران و روس تبعاتی مانند قراردادهای استعماری داشت، اما آشنایی به فهمی هرچند ناقص از تمدن جدید غرب انجامید. اگر برخورد با غرب تبعاتی قهری داشت، اما آشنایی با آن، تلاشی بیشتر داوطلبانه بود و این تلاش در مأموریت یا مسافرت صورت گرفت...

گنگ خوابدیده

بهزاد جامه بزرگ

ناشر: صاد

تعداد صفحه: ۲۲۴ صفحه

قیمت: ۶۷ هزار تومان

فرهنگ امروز/ رضا مختاری اصفهانی:

ایرانیان پیش از آنکه از روس‎ها شکست بخورند، با غرب جدید آشنا شدند؛ در این آشنایی تصویری دوگانه از غرب در ذهن حاکمان ایران شکل گرفت: تصویر تجاوز و اشغالگری که پرتغالی‎ها شکل دادند، تصویر پیشرفت در ادوات نظامی که بریتانیا نماینده آن بود. این تصویر به جهت آنکه محدود بود، در جامعه ایران تسری نیافت. آنچه غرب جدید را به ایرانیان شناساند، جنگ‎های ایران و روس بود؛ جنگ‌هایی که مصیبتی ملی برای نسل‎های متمادی شد. روسیه اگرچه نسبتی تام و تمام با غرب جدید نداشت، اما نماینده‎ای از فرهنگ و تمدن آن شناخته می‎شد. شکست ایرانیان از روس‎ها موجب شد پرسش «ما چرا عقب‌مانده‎ایم» در ذهن برخی از نخبگان ایرانی جان بگیرد.

این پرسش مقدمه‎ای بر ارتباط جدی با جهان غرب شد. حضور سفیران غربی در ایران و انعقاد قراردادهای گوناگون با اروپایی‎ها نشان از عطش قاجاریه برای رهایی از وضعیت فعلی داشت. ایرانیان نیز راهی اروپا شدند تا پلی میان ایران و غرب بزنند. هرچند اولین روندگان به غرب از ردۀ نخبگان حکومتی یا بازرگانان بودند، اما فهم آنان از زندگی و فرهنگ مردمان سرزمین‎های مورد بازدیدشان گاه عوامانه بود؛ ازاین‌رو حیرت کردند و در حیرت‌نامه‎هایی که در گزارش سفرشان به فرنگ نوشتند، تصویری از این بهت برساختند.

بهزاد جامه‌بزرگ در کتاب «گنگ خواب‎دیده» سعی کرده تحلیلی از این مواجهه و تصویری از این حیرت‌نامه‎ها پیش روی خوانندگان قرار دهد؛ نویسنده مواجهه ایران و غرب را به «برخورد» و «آشنایی» تقسیم کرده است. حاصل برخورد با غرب در صحنه‎هایی چون جنگ‎های ایران و روس تبعاتی مانند قراردادهای استعماری داشت، اما آشنایی به فهمی هرچند ناقص از تمدن جدید غرب انجامید. اگر برخورد با غرب تبعاتی قهری داشت، اما آشنایی با آن، تلاشی بیشتر داوطلبانه بود و این تلاش در مأموریت یا مسافرت صورت گرفت. جامه‌بزرگ در کتابش سعی کرده این مسافران را به چهار دسته تقسیم کند؛ مسافرانی که به تبع شغل و انگیزۀ سفرشان تفاوت‎هایی در روایت و فهمشان از غرب داشتند.

این چهار دسته شامل صاحب‎منصبان و سفیران دولتی، تجار و بازرگانان، سیاحان و زائران و شاهان قاجاری می‎شود. اولین گروه که سفیران دولتی بودند، با مشاهده جامعه جدید در وادی حیرت افتادند. نویسنده «گنگ خواب‎دیده» با آوردن بخش‎هایی از سفرنامه‎هایی که این سفیران نگاشتند، تصویری از «ادراک ناقص حسی» آنان برساخته است. ازجمله فردی چون میرزاابوالحسن‎خان ایلچی در بریتانیا که در سرزمین‎های تحت امپراتوری‎اش آفتاب غروب نمی‎کرد، جز «عشرت» ندیده بود. گویی او آنچه بریتانیا را به این جایگاه رسانده بود، در این عشرت و روابط مردان با زنان می‎دید که آرزو می‎کرد: «کاش این شیوه اعیان و اشراف انگلیس در مملکت ما نیز متداول می‎گشت.»

البته شاید ایلچی تظاهر این عشرت و حضور زنان در آن را منظور داشته است؛ چه طبقات مختلف اجتماع به‌ویژه اعیان و اشراف ایرانی نیز در خلوتشان ازاین‌دست شادخواری‎ها و عشرت‎ها داشتند، با این تفاوت که زنان را به این مجالس راه نبود. جامه‌بزرگ با روایاتی از سفرنامه‎های ایرانیان رفته به فرنگ نشان می‎دهد آنان از درک آنچه غرب را غرب کرده بود، ناتوان بودند؛ به‌جای آنکه در شناخت زیرساخت اندیشگی و فرهنگی نهادهای تمدن جدید غرب بکوشند، به ظواهر بسنده کردند، چنانچه گاه تنها توصیفی ساده از نهادهای مهمی چون پارلمان در کشوری مانند بریتانیا می‎کردند؛ همان نهادی که حاکمان بریتانیا را با همه مظالمشان در مستعمره‎ها، در مقابل مردمشان پاسخ‌گو ساخته بود.

چنین وضعیتی بر دستگاه فکری تجار نیز حاکم بود. توصیفی سطحی از تفاوت‎های جوامع غربی با ایران و بی‎توجهی به شباهت‎های ایالات متحده با اروپای غربی و تفاوت روسیه با این کشورها، با وجود شباهت در سبک زندگی‌شان، نشان از ماندن در همان ادراک سطحی دارد. اگرچه ناصرالدین‌شاه با پسرش (مظفرالدین‌شاه) در روایت از تمدن جدید غرب متفاوت بود، اما هر دو بیشتر مبهوت ظواهر بودند. البته ناصرالدین‌شاه به‌جز عشرت فرنگی، با دیدی دقیق‎تر به صنایع و اختراعات این ممالک می‎نگریست؛ چراکه سلطان صاحبقران وزیری چون میرزاحسین‎خان سپهسالار را به همراه داشت و مظفرالدین‌شاه به همراه میرزاعلی‎اصغرخان امین‎السلطان رفته بود و مونس و همدمش در این سفر، سید بحرینی بود.

باآنکه در بعضی از این سفرنامه‎ها نکاتی درباره نهادهای مدرنی که تمدن جدید غرب را ساخته بودند، مشاهده می‎شود، نویسنده معتقد است تصویر و روایت این مسافران مبتنی بر «ظاهربینی رایج» در نزد این افراد بوده است؛ خصیصه‎ای که «مانع از درک عمیق بسیاری از این پدیده‎ها و کشف روابط علّی و معلولی آن با امور و متغیرهای دیگر می‎شد.» نویسنده دراین‌باره گزارش میرزافتاح‎خان گرمرودی را به‌عنوان شاهد مثال می‎آورد که پل معظم بر روی رودخانه تایمز را «بدون توجه به کاربردهای نظامی و اقتصادی و تجاری آن» به «میل انگلیسی‎ها در اختراعات عجیب‌وغریب» ربط می‎دهد: «چون دولت و ملت انگریز همیشه طالب این معنی هستند که به‌قدر امکان چیز غریب‌ و عجیبی اختراع کرده، احداث کنند که تا در کل عالم مشهور شده، باعث نیک‌نامی شود؛ لهذا متحمل این‌همه اخراجات شده، همان پل را که در عالم نظیر ندارد، ساخته‎اند.»

کتاب «گنگ خواب‎دیده» با استناد به سفرنامه‎هایی که طیف‎های مختلف جامعه ایران از مشاهداتشان از بعضی ممالک غربی نوشته‎اند، به تحلیل درک و فهم این افراد از تمدن جدید برآمده در آن‌ها پرداخته است؛ اما در این تحلیل توجه به تفاوت جهان‎بینی انسان ایرانی با انسان غربی مغفول مانده است: بر مبنای همین جهان‎بینی است که استبداد روسی ریشه در فرهنگ غربی و استبداد ایرانی از خاستگاهی دیگر برخوردار است. حتی ظاهرگرایی مسافر ایرانی در نگاه به زندگی در غرب، برآمده از همان ظاهرگرایی است که در موارد و مسائل مختلف زندگی‎اش نمود داشت و دارد. دیگر آنکه این مسافرت‎ها به‌مرور نگاهی عمیق در بخش‎هایی از جامعه ایران آفریدند و موجب ایجاد گروهی در جامعه ایران به نام منورالفکر شدند.

نکته دیگر اینکه همین ظاهرگرایی گام مهمی در سیر ایران به‌سوی تجدد بود. اقداماتی که موجب ورود ابزار مدرن به کشور شد، به‌مرور در ایجاد و القای مدرنیته (فکر و نهادهای مدرن) تأثیر گذاشت. در واقع، این مسافران اگرچه نتوانستند در سفرنامه‎هایشان درک عمیقی از غرب را به هم‌وطنانشان عرضه کنند، اما گام نخست شناخت از غرب جدید را برداشتند. در سایه همین مشاهدات و تجربیات بود که ناصرالدین‌شاه اقداماتی هرچند ظاهری انجام داد. دیگر آنکه این مسافران اقامتی کوتاه و موقتی در فرنگ داشته و از آفات این‎گونه اقامت‎ها، تصویر و تحلیلی سطحی و ظاهری است؛ به‌ویژه تفاوت‎های ظاهری ایران با فرنگ چندان بوده که مسافر ایرانی را به خود مشغول سازد؛ چنانچه بخش مهمی از یادداشت‎های محمدعلی فروغی در زمان کنفرانس صلح پاریس به شرح گشت‌وگذار در پاریس اختصاص دارد. ازاین‌رو، نگاه ایرانیانی که گذر کوتاهی به فرنگ داشته‎اند، تصویرشان تفاوت چندانی با هم‌وطنان فرنگ‎ندیده‎شان ندارد.

بااین‌همه، کتاب «گنگ خواب‎دیده» کتاب قابل تأملی در تحلیل و بررسی «نخستین مواجهه ایرانیان با تمدن جدید غربی» است. بررسی و تحلیلی که به گفتۀ دکتر رضا داوری‌اردکانی (در مقدمه بر کتاب) بهتر است ادامه پیدا کند تا مقایسه‎ای میان این سفرنامه‎های اولیه با سفرنامه‎های پس از مشروطه انجام شود؛ مقایسه‎ای که می‎تواند از تحول این نگاه در نزد طبقات مختلف ایرانی روایت کند. به‌ویژه آنجا که گاه بعضی از منورالفکران همچنان گرفتار ظاهرگرایی در نگاهشان به غرب هستند.

نظر شما