شناسهٔ خبر: 37407 - سرویس دیگر رسانه ها

نگاهی به نمایش ˝پینوکیا˝ به کارگردانی شهره سلطانی

سارا سالک: پینوکیا وقتی با واقعیت دنیای امروزی و شلوغی تبلیغات و رسانه‌ها مواجه می‌شود دیگر نمی‌خواهد که تبدیل به انسان شود او نمی‌خواهد در این دنیا زندگی کند و تصمیم می‌گیرد، بمیرد.

به گزارش فر هنگ امروز به نقل از هنرآنلاین؛ نمایش "پینوکیا" نوشته استفانو بننی و به کارگردانی شهره سلطانی در تماشاخانه‌ ایرانشهر روی صحنه است. استفانو بننی طنزپرداز، کارگردان و نمایش‌نامه‌نویس معاصر ایتالیایی است که در این نمایشنامه دو پرده‌ای به سراغ داستان شناخته شده "پینوکیو" اثر "کارلو کلودی" می‌رود و با مونث سازی شخصیت آدمک چوبی داستان قدیمی، به روایت طنزآمیز و شوخ‌طبعانه خود از وقوع احتمالی این داستان در جهان امروز می‌پردازد.

تماشاگران که وارد سالن می‌شوند موسیقی نوستالژیک کارتون "پینوکیو" در حال پخش است پرده که کنار می‌رود صحنه خالی و عریان است نمایش هیچ دکوری ندارد و فقط در صحنه‌های مختلف تعداد کمی آکساسوار از قبیل صندلی و میز وجود دارد. در بک گراند صحنه تصاویری روی پرده پخش می‌شوند که در صحنه‌های مختلف فضاهای گوناگونی را نشان می‌دهند.

پدر ژپتو (محمد صادق ملکی) پینوکیا (شهره سلطانی) را که عروسکی ماشینی و ربات برنامه‌ریزی شده است را طراحی کرده واضح است که جهان "پینوکیو" تغییر کرده و داستان در دنیای مدرن اتفاق می‌افتد پینوکیو که دیگر پسر بچه نیست تبدیل به پینو کیا دختر نوجوانی شده است پس از صحنه ابتدایی و معرفی دو شخصیت اصلی جیرجیرک که ادعا می‌کند وجدان پینوکیا است خودش را معرفی می‌کند. پری مهربان (پرستو گلستانی) هم دیگر آن پری همیشگی نیست او سردسته یک باند فساد است که به همراه روباه مکار و گربه نره در پی اغفال پینوکیا و بهره‌برداری از جنسیت و جوانی او با تبلیغات هنری و زیبایی هستند. جوانی و زیبایی که تاریخ انتقضا دارد و پینوکیا باید هر چه زودتر از آن استفاده کند.

پینوکیا دختر معصوم در پی بی‌توجهی پدر ژپتو از خانه خارج شده و در دام باند فحشا گرفتار می‌شود و وارد راهی می‌شود که دیگر در آن بازگشتی نیست. پدر ژپتو هم دیگر آن پدر پیر و مهربان نیست پینوکیا حتی به درستی نمی‌داند که او پدر، همسر یا معشوقه اوست.

پینوکیا ماشین‌وار از اوامر پری به اصطلاح مهربان اطاعت می‌کند و مردان زیادی خواهان او هستند. پینوکیا در اوج موفقیت ظاهری متوجه تنهایی بزرگ خود می‌شود و این که هیچ کسی او را برای خودش نمی‌خواهد. پینوکیا همچون پینوکیو که تبدیل به انسان شد متوجه احساسات انسانی خود می‌شود و زندگی در وجودش جوانه می‌زند او دیگر ماشینی که با یک دکمه روشن شود و روی سن برقصد و عکس‌های تبلیغاتی بگیرد نیست کم کم تمرد می‌کند و مدام با این پرسش که من کی هستم روبه روست.

پینوکیا وقتی با واقعیت دنیای امروزی و شلوغی تبلیغات و رسانه‌ها مواجه می‌شود دیگر نمی‌خواهد که تبدیل به انسان شود او نمی‌خواهد در این دنیا زندگی کند و تصمیم می‌گیرد بمیرد و در نهایت خودکشی می‌کند.

پینوکیا در مجموع اثری متوسط است. شخصیت وجدان در ابتدای نمایش با شخصیت‌پردازی خاص به صحنه می‌آید اما تا آخر نمایش دیگر او را نمی‌بینیم و این سئوال پیش می‌آید که حضور او چرا ناتمام است. در بخش طراحی صحنه اتفاق خاصی نیافتاده است. درباره طراحی لباس و گریم آن هم شاید نشود قضاوت درستی انجام داد چرا که نمایش پس از چند اجرای اول خود متوقف شد و درباره گریم و لباس‌ها هم تذکر گرفت. این موضوع باعث تغییر در طراحی‌ها شد و پیداست آنچه که امروز به روی صحنه است با طراحی فکر شده پیشین تفاوت دارد. به هر حال این تغییرات فضای کلی نمایش را تحت تاثیر قرار داده و با فضای فانتزی بازی‌ها تناقض ایجاد کرده است.

بهروز پناهنده، پوریا رحیمی سام، محمد نادری دیگر بازیگران این نمایش هستند.

پینوکیا تا ۲۰ شهریور هر شب ساعت ۲۱:۱۵ در سالن ناظرزاده کرمانی نمایش‌خانه ایرانشهر اجرا می‌شود.

سارا سالک