شناسهٔ خبر: 36189 - سرویس دیگر رسانه ها

وعده محقق نشده رییس جمهور و چیزى كه روان روزنامه‌نگاران را مى‌آزارد /محمد تاج‌الدین

محمد تاج الدین، دبیر فرهنگ و هنر روزنامه جهان صنعت در آستانه روز خبرنگار، از جهان صنعت گفت.

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از هنرآنلاین؛ محمد تاج‌الدین، دبیر فرهنگ و هنر روزنامه جهان صنعت در آستانه روز خبرنگار، میهمان هنرآنلاین بود؛ گفتنى‌هاى خواندنى او پیشكش خبرنگاران هنرى‌ست: نقد و امید، لبخند و تلخند ... تماشاى هنر ایران از دریچه نگاه یك كارشناس خبره خبر را از دست ندهید:

رساندن صدای هنرمندان به گوش مسئولین و مردم

 

١-لطفا بیوگرافى شخصى و نیز بیوگرافى شغلى‌تان؟

من محمد تاج الدین هستم، متولد بیست و دوم خرداد ١٣٧٠ . دانشجوی مقطع کارشناسی. البته رشته تحصیلی ام ارتباطی به حرفه ام ندارد. چند سالی هست که عمران می خوانم و انگار قرار هم نیست مدرک بگیرم! مواجه جدی من با نوشتن از زمان دانشگاه و فعالیت تشکیلاتی آغاز شد. مجله ای راه انداختیم و بعد از آن در آکادمی روزنامه نگاری مجله چلچراغ شرکت کردم. چهار سال پیش. از آن موقع با مجله چلچراغ همکاری دارم. از همان اوایل در صفحه جوانان روزنامه بهار مشغول به کار شدم، بعد مقطع کوتاهی در روزنامه مغرب و بعد از آن هم روزنامه جهان صنعت. الان تقریبا یک سال و هشت ماه است که در صفحه فرهنگ و هنر روزنامه جهان صنعت فعالیت می کنم.


٢- لطفا بیوگرافى سرویس تان در روزنامه جهان صنعت را تشریح بفرمایید؟

با توجه به اسم روزنامه، تمرکز اصلی بر روی بحث صنعت و اقتصاد است. سهم فرهنگ و هنر از روزنامه جهان صنعت یک صفحه است، صفحه هشت. البته صفحه آخر هم در اختیار ما است. سعی می کنیم از تمام ظرفیت این دو صفحه برای نشر اخبار فرهنگى و مسائل زیر شاخه آن استفاده کنیم. دو نیروی ثابت داریم و چند نیروی حق التحریر که ما را برای بستن روزانه این دو صفحه کمک می کنند.


٣- سیاست و راهبردهاى اصلى سرویس تان را بفرمایید

هنر و فعالیت هنری در کشور ما مهجور است. دیگر لازم نیست در این مصاحبه هم از وضعیت بد تئاتر و سینما و موسیقی و شاخه های دیگر فعالیت هنری در کشور حرف بزنیم. سیاست ما در صفحه فرهنگ و هنر پوشش مشکلات فعالین فرهنگی و رسیدگی به شکایاتشان است. حتما خودتان در جریان این مشکلات هستید، از وضعیت اقتصادی ناگوار فعالین تئاتر و نداشتن سالن های درست و حسابی، تا اکران های نیمه تمام سینماها و تعطیلی مکرر کنسرت ها. ما سعی می کنیم در حد بضاعتی که داریم این مشکلات را پوشش دهیم و بتوانیم صدای هنرمندان را به گوش مسئولین و مردم برسانیم.


نقش شرایط روز

٤- اگر به عنوان مخاطب به سرویس هنرى تان نگاه كنید، به نظرتان بازتاب كدام جریان هاى هنرى در آن برجسته تر دیده مى شود؟

واقعیت این است که به شرایط روز بستگی دارد. ممکن است گاهی فعالین سینما روی بورس باشند و خبرها حول و حوش آن ها بچرخد، گاهی تئاتر و موارد دیگر. ما سعی می کنیم به صوت موجز به تمام فعالیت های هنری بپردازیم.

٥- از همین منظر كدام طیف از هنرمندان در سرویس تان بیشتر دیده مى شوند؟

همانطور که گفته شد به شرایط روز بستگی دارد. هرچند به شخصا سعی می کنم در مورد ادبیات و بحث کتاب خوانی فعالیت بیشتری داشته باشم. چون آمار کتاب خوانی در کشور ما فاجعه است، از آنطرف نویسندگان ما هم از نظر مالی اوضاع درست و درمانی ندارند. کمتر پیش می آید نویسنده ای را ببینید که روزگارش را صرفا از نوشتن کتاب تامین کند. به همین خاطر سعی می کنیم با معرفی کتاب و ترغیب مردم به خریدن کتاب از وخامت اوضاع کم کنیم!

٦- در انعكاس خبرى، چه قدر توجه تان به سوپراستارها معطوف است؟ چقدر به انعكاس اخبار هنرمندان كمتر شناخته شده مى پردازد؟

بعید می دانم مفهوم سوپراستار در کشور ما جاافتاده باشد. فکر نمی کنم به تعداد انگشتان یک دست هم سوپراستار داشته باشیم، در تمام گونه های هنری. در هر حال سلیقه مخاطب هم ایجاب می کند به فعالیت افرادی که محبوبیت بیشتری دارند بپردازیم. البته این به معنی ندید گرفتن چهره های ناشناخته نیست. در حقیقت برای ما فعالیت خوب ملاک و معیار است، نه اسم افراد.


ادبیات، سینما، موسیقى، تجسمى، اقتصاد فرهنگى


٧- در مقایسه آمارى آیا در سرویس تان براى پوشش خبرى هر یك از حوزه هاى سینما، تئاتر، تجسمى، موسیقى ،كتاب، ادبیات ... درصد فراوانى خاصى در نظر گرفته شده است؟

میزان ثابتی نیست. باز هم بستگی به حواشی و اتفاقات روز دارد. هرچند سعی می کنیم به مسائلی بپردازیم که کمتر پرداخته شده و بتوانیم باری از روی دوش فعالین فرهنگی بداریم.

٨- در عمل چه اتفاقى مى افتد؟ یعنى حدودا درصد فراوانى اخبار، گزارش ها و تحلیل هاى تان در هر یك از حوزه هاى هنر چگونه است؟ در صورت امكان لطفا آمارى حدودى بفرمایید.

همانطور که گفته شد نمی توان امار ثابتی ارائه داد. اما به طور کلی در کنار ادبیات که همیشه سعی می کنیم درباره اش مطلب داشته باشیم، در این یکی دو سالی که من در روزنامه حضور دارم که البته یک سال اول به عنوان خبرنگار بود و باقی به عنوان دبیر، سینما و بعد از آن موسیقی خبرهای بیشتری داشته و ظرفیت پرداختن به آن بیشتر بوده است. در سوال های اول عرض کردم، پایین کشیدن فیلم ها از روی پرده سینما و تعطیلی بی دلیل کنسرت ها در یکی دو سال گذشته باعث شده فعالیت صفحه فرهنگی ما بیشتر در این دو زمینه باشد.

٩- چه قدر پیش آمده تیتر یك روزنامه وزین تان ، درباره رویداد هنرى باشد؟ مثلا در یك سال گذشته چند بار این اتفاق رخ داده است؟ اگر خاطرتان هست لطفا تیترها را بفرمایید.

آمار دقیق نمی توانم ارائه بدهم. مثلا اخرین نمونه اش در مورد فیلم رستاخیز و توقیفش بود که عکس یک روزنامه به صفحه فرهنگ اختصاص داده شد. ناگفته نماند که صفحه ما در زمینه هنرهای تجسمی و برنامه گالری ها هم فعالیت می کند و با توجه به رویکرد اقتصادی روزنامه بحث فروش و به طور کلی اقتصاد فرهنگی هم جایگاه بسزایی در صفحه ما دارد.


پلمپ انجمن صنفى روزنامه نگاران ! / به جوان‌ترها هم اعتماد کنیم


١٠ - در مقام آسیب شناسى صفحات هنرى رسانه ها، به چه نكاتى اشاره مى كنید؟

بزرگترین نقدی که شاید بتوانیم به صفحه هنری رسانه ها بگیریم، استفاده از کارشناسان و چهره های تکراری است. شما به ویژه نامه های روزنامه ها دقت کنید. همیشه در زمینه ادبیات یا سینما و هنرهای تجسمی سراغ یک سری هنرمند می روند. البته که این بزرگان مفاخر هنری ما هستند و باید همیشه به آن ها رجوع کنیم، ولی گمان می کنم وقت آن است که به جوان ها هم اعتماد کنیم. خود ما به خاطر ارتباطاتی که با نویسندگان جوان ایرانی داریم (البته وقتی می گویم جوان منظورم متولدین دهه ٦٥ است) در زمینه ادبیات سراغشان می رویم و حرف هایشان را منعکس می کنیم. شاید وقت آن رسیده که در بحث هنری به جوان ترها هم اعتماد کنیم و دست از سر پیشکسوتان برداریم. البته این به معنی فراموش کردن آن ها نیست.

١١- تحلیل تان از موقعیت كنونى خبرنگاران عرصه فرهنگ و هنر چیست؟

باید نگاه کلان تری داشته باشیم، اوضاع روزنامه نگاری در ایران تعریف چندانی ندارد، حالا چه خبرنگاران هنری چه سیاسی و صنعتی و ...

١٢- از منظر صنفى در مقایسه با خبرنگاران سیاسى یا اقتصادى یا ورزشى، موقعیت خبرنگاران هنرى چگونه است؟

همانطور که گفتم باید نگاه کلان تری داشته باشیم. واقعیت آن است که مطالبات صنفی بین روزنامه نگاران اصلا وجود خارجی ندراد! چرا؟ چون روزنامه نگاران به عنوان بازوی اطلاع رسانی جامعه و به قولی رکن چهارم دموکراسی صنف ندارند! حتما مطلع هستید که انجمن صنفی روزنامه نگاران به عنوان بزرگترین تشکل روزنامه نگاری چند سالی است که پلمپ شده و تلاش دست اندرکاران انجمن صنفی برای بازگشایی آن بی نتیجه مانده است. ما درست به خاطر داریم که آقای روحانی در ایام انتخابات قول بازگشایی خانه سینما و در کنارش انجمن صنفی روزنامه نگاران را داد. خانه سینما در همان روزهای نخست باز شد ولی انجمن صنفی روزنامه نگاران خیر. آنطور که ما در این چند سال پیگیری کردیم و مطلع شدیم، گره کار در دست وزیر کار و رفاه امور اجتماعی است.آقای جنتی هم به عنوان وزیر فرهنگ بارها از بازگشایی انجمن و تشکیل مجمع عمومی سخن گفت ولی متاسفانه هیچوقت محقق نشد. انطور که ما فهمیدیم مسئولین دولتی بیشتر علاقه دارند با ستاره های سینما عکس یادگاری بگیرند و خیلی خوششان نمی آید که سری به روزنامه نگاران بزنند. در حالی که در ایام انتخابات ٩٢ شاهد بودیم که روزنامه نگاران برای آقای روحانی و برنامه هایش سنگ تمام گذاشتند، البته این به معنی سهم خواهی از دولت نیست، چیزی که روزنامه نگاران مطالبه می کنند حق آنها است نه چیزی بیشتر از آن. وقتی ما صنف نداریم انگار که شغلمان وجود خارجی ندارد، برای کشور و دولت خوب نیست که مثلا ما اتحادیه آش و حلیم داشته باشیم ولی روزنامه نگاران به امان خدا رها شده باشند. وضعیت بیمه نامشخص و نداشتن امنیت شغلی روح و روان روزنامه نگاران را آزار می دهد.


مطالعه، مطالعه، مطالعه


١٣- لطفا سه ویژگى بارز یك خبرنگار هنرى حرفه اى را بیان كنید.

مطالعه زیاد، مطالعه زیاد و باز هم مطالعه زیاد!

١٤- اگر قرار باشد سه راهكار عملى براى ارتقاى سرویس هنرى رسانه ها پیشنهاد كنید، چه مواردى را ذكر مى كنید؟

اگر باز هم سه مرتبه مطالعه زیاد را بنویسم احیانا تکراری بشود! در هر حال برای ارتقای سطح سرویس های هنری، دبیران و خبرنگاران باید در گونه های مختلف هنری مطالعه داشته باشند، به سالن های سینما و تئاتر و گالری ها سر بزنند و بتوانند روابطشان را با فعالین هنری محکمتر کنند.

١٥- سه اتفاق را به عنوان مهم ترین رویدادهاى هنرى یك سال اخیر انتخاب بفرمایید.

از فروردین تا به امروز شاید نمایشگاه کتاب که با حضور تعداد بیشتری ناشر برگزار شد و کسانی که چند سال اجازه حضور در نمایشگاه را نداشتند توانستند کتاب هایشان را به مخاطبان عرضه کنند. بعد از آن جشنواره فیلم کن و بعد هم تعطیلی چند کنسرت و توقیف فیلم رستاخیز.


 تیترى كه بهترین هدیه روز خبرنگار است!

 


١٦- دوست دارید براى روز خبرنگار چه هدیه اى به شما داده شود؟ اگر قرار باشد یك تیتر یك براى خبرنگاران هنرى بزنید، آن چیست؟

ترجیح می دهم این هدیه برای تمام خبرنگاران باشد و بتوانیم این تیتر را در صفحه اول روزنامه ها ببینیم: بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران! فکر می کنم در زیر سایه انجمن صنفی بسیاری از مشکلات این روزهای ما حل شود.

١٧- لطفا جالب توجه ترین خاطره تان مرتبط با حرفه خبرنگارى هنرى را به عنوان هدیه روز خبرنگار به مخاطبان ما هدیه فرمایید؟

شاید مختص به فعالیت در سرویس هنری نباشد، در هر حال خانواده زیاد میانه ای با شغل من ندارد. به خاطر مشکلات و آسیبی هایی که در پی دارد. از تعطیلی روزنامه و بیکاری و ... در هر حال روزهای اول که اسم من را پای مطالب در روزنامه ها و مجله ها می دیدند گمان نمی کردند که من این ها را نوشته باشم، خیلی اصرار داشتند که نگذارم از اسمم سواستفاده کنند و به جایم چیزی بنویسند! خیلی طول کشید تا باور کنند مطالب را خودم می نویسم، البته این به معنی کیفیت خاص مطالب نیست، فکر می کنم در روحیه ام نمی دیدند که روزی به سراغ روزنامه نگاری بروم.