شناسهٔ خبر: 31399 - سرویس دیگر رسانه ها

کتابخوانی؛ پدیده روشنگری/ یادداشتی از مجید مددی

دکتر مجید مددی، مؤلف و مترجم پیشکسوت حوزه فلسفه، در یادداشتی که در اختیار ایبنا قرارداده است، از کتابخوانی به‌عنوان پددیه روشنگری و مونس خلوت مردم نام برده است.

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایبنا؛ مجید مددی در یادداشتی نوشت: موضوع یا معضل کتاب و کتابخوانی در جامعه امروز ما که شکل طنزآمیز به خود گرفته است گرچه مساله با اهمیت و در خور تعمقی است، اما در عین‌حال عصبانی کننده نیز است زیرا در جامعه امروز ما کتاب کالای کم‌ارزشی است که طبق اظهار‌کنندگان دستگاه‌های فرهنگی در سبد کالای خانواده‌ها جایی ندارد.

من در مقاله‌ای که با عنوان «بحران کتاب و کتابخوانی» برای روزنامه شهروند نوشتم به این نکته اشاره کردم که در جامعه امروز ما فرزانگانی هستند که دغدغه کتابخوانی مردم را دارند آن هم تشویق کودکان و نسل جوان به مطالعه و برآنند که دست‌اندرکاران در این حوزه تلاش نکرده و نمی‌کنند و اگر هم صحبتی جسته و گریخته  پیرامون این مساله می‌کنند بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و چندان از اصالت برخوردار نیست.
 
کتابخوانی؛ پدیده روشنگری

تولید گسترده کتاب و تشویق مردم،‌ به‌ویژه نسل جوان به کتابخوانی، پدیده‌ای است که مختص دورانی به نام روشنگری است. در جهان مدرن رسانه‌ها نقش با اهمیت را دارند. کتاب نیز رسانه است. رسانه‌ای که در خلوت مردم همدم و مونس آنها است با تاثیر ژرف و تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری اندیشه و بر پایه آن، کنش و واکنش‌های اجتماعی، سیاسی و ...

حال به آسانی می‌توان فهمید، که در جوامع پرتضاد امروز، که تضادها در اغلب موارد دشمنانه هم هست، چرا و چگونه از این رسانه استفاده می‌شود، به خدمت گرفته شده و از آن بهره‌برداری و ممانعت به عمل می‌آید.

سخن کوتاه، این کالای فرهنگی و یا رسانه تاثیر‌بخش، ممکن نیست به شکلی تصنعی وارد زندگی انسان‌ها شود. زمینه می‌خواهد و برنامه‌ریزی پژوهشگرانه. اگر به راستی بخواهیم تاثیرات آن را چه منفی (در جهت منافع حاکمان) و چه مثبت (در راستای بهبودبخشی و گذران زندگی توده‌ها) ببینیم باید به این نکته توجه داشته باشیم  که کتاب کالایی است که برنامه‌ریزی آن یک شبه هم انجام شدنی باشد.

اشاره به این نکته در پایان این یادداشت، بی‌معنا نیست. اگر جامعه به راستی و البته خانواده هستی‌بخش جامعه هستنند، در این راستا اقدامی به عمل نیاوردند، در گذشته‌ها حتی در جامعه ما بودند بزرگان و خانواده‌هایی که شاید خودسرانه با توجه به مهم بودن مطالعه عامل بازدارنده فرزندانشان از مطالعه نبودند.

من و هم نسلانم تا پایان نوجوانی و نخستین سال‌های دوره جوانی، خوب خوانده بودیم شاید به همین دلیل به کتاب و کتابخوانی عشق می‌ورزیدیم. ولی این فقط محدود به انگشت شمار خانواده‌هایی بود که نسبت به کتاب، بیزاری نداشتند و فرزندان خود را اگر نه تشویق، که از کتاب خواندن بازنمی‌داشتند.