شناسه‌ی خبر: 4585 - سرویس آرشیو
نسخه قابل چاپ

حمام به سبک ایرانی

حمام به سبک ایرانی برخی ساخت حمام را به بقراط، پزشک نامور یونانی، نسبت داده اند و علت آن را مراجعه بیماری بدو می دانند که دچار گرفتگی عصب شده بود و به ناچار بقراط او را در گودالی خزینه مانند از آب گرم قرار داد تا اندک اندک عصب به حال طبیعی در آمد.

همایون نوری پناه
رفتار و سکنات زندگی روزمره بشر به دو گروه عمده قابل تقسیم است. اول رفتارهایی هستند که در طول زمان و بسته به پیشرفت بشر در امور مربوط به فناوری به وجود می آیند و به عبارتی تنها محدود به یک دوره خاص زمانی هستند به عنوان مثال بررسی پست الکترونیکی که عموم مردم دنیا لا اقل در  کشورهایی که از حد متوسط تکنولوژی برخوردار هستند هر روز صبح یا غروب به انجام آن مبادرت می ورزند و پرواضح است که این اقدام از سی سال پیش باب شده است و دارای پیشینه تاریخی نیست. نوع دوم رفتارهای روزمره بشر، آنهایی هستند که گرچه با پیشرفت فناوری در هر دوره خاص بسته به وضع اقتصادی آن گروه یا قوم خاص تغییر شکل می دهند اما اصولاً جزء لاینفک زندگی بشری هستند، به عبارت دیگر اینگونه رفتارها، گرچه در میان هر قوم و هر طبقه اقتصادی ویژگی های خاصی از لحاظ  کیفیت صوری دارند اما در میان کل اقوام بشر اگر نگوییم به قطع در تمامی دوره های تاریخی ، لا اقل در اکثر دوران ها ، قابل مشاهده هستند. عمل استحمام از این دسته رفتارهای بشری است. داستان ارشمیدس که در آن، این دانشمند نامدار با استفاده از حجم آبی که از خزینه  حمام بیرون ریخت موفق به کشف میزان طلای به کار رفته در تاج پادشاه هیرون گردید در اکثر کتب درسی مقطع ابتدایی در کشورهای جهان، برای آموزش نخستین پایه های علوم تجربی، ذکر گردیده است. باتوجه به سال قتل ارشمیدس که حدود 212 ق م می باشد، به قدمت بسیار طولانی رسم استحمام در بین اقوام بشر پی می بریم.(1)
در باب کتب مقدس و مباحث مربوط به الهیات و صدق و کذب اینگونه گزاره ها سخن بسیار است، اما هستند متون مقدسی که کشف رسم استحمام را به سلیمان نبی نسبت می دهند.
در باب افسانه بودن یا حقیقی بودن این روایت سخن نمی رانیم و تنها به ذکر آن کفایت می کنیم.
 

در متون سنتی ایران، نهی شده است که پدران فرزندان خود را به حمام برند، شاید که پرده حیا دریده شود.نهی آمده است نان (غذا) را به گرما به خوردن الا به عذری ظاهر همچنین است نهی از رفتن دو جنس مخالف به حمام در یک روز واحد و روزهای حمام  گرفتن مردان و زنان از هم جدا بود و معمولاً جمعه ها به استحمام مردان اختصاص داشت.


سلیمان بفرمود تا جنیان کوشکی ساختند برای او از آبگینه سپید بر رنگ آب و بفرمود تا آب در زیر آن کردند و ماهی و حیواناتی که در آب باشند در آنجا کردند و بلقیس را فرمود تا در آرند. چون آن بدید، پنداشت که خلابی است ، جامه از ساق برداشت . سلیمان در نگرید ، ساق او ساق آدمیان بود،جز آنکه بر آن موی بود، خوش نیامد او را رجوع با انس کرد در دوای آن . گفتند ندانیم. بعضی گفتند به استره پاک باید کردن او گفت نداند کار بستن با جنیان رجوع کردو با شیاطین گفتند اندیشه کنیم آنگه گروماوه و نوره بساختند و پیش از این نبود.(2) برخی ساخت حمام را به بقراط، پزشک نامور یونانی، نسبت داده اند و علت آن را مراجعه بیماری بدو می دانند که دچار گرفتگی عصب شده بود و به ناچار بقراط او را در گودالی خزینه مانند از آب گرم قرار داد تا اندک اندک عصب به حال طبیعی در آمد.(3)
شاید این باور بقراط که پاکیزگی مریض و حتی نظافت پزشک از ضروریات مداواست در ایجاد حمام بی اثر نبوده است(4) در چهار مقاله نظامی عروضی داستانی در باب معالجه یکی از امرای سامانی توسط محمدبن زکریای رازی وجود دارد که به تمامی نمایانگر آشنایی کامل ایرانیان به استفاده پزشکی استحمام است.(5) البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که ذهن تاریخنگار ایرانیان پیش از دوره تجدد و به وجود آمدن آکادمی به معنای غربی آن، به شدت آمیخته با غلو و اغراق است و در متون ادبی – تاریخی گاه معالجاتی شبیه به معجزه به ابن سینا و زکریای رازی و بقراط نسبت داده اند که شاید در محل آنان تردید باشد.
در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز، از گرمابه یاد شده است.
بدو گفت با بک به گرمابه شو                 همی باش تا خلعت آرند نو
به گرمابه شد باتن ارجمند                     ززنجیر فرسوده و مستمند(6)
در هر صورت می توان ادعا کرد، آشنایی ایرانیان با حمام و استحمام، محصول امروز و دیروز نیست، بلکه ریشه در گذشته طولانی حیات این قوم دارد.

 اخلاق استحمام :
پیش از آغاز روند جهانی شدن به واسطه گسترش رسانه های ارتباط جمعی دیجیتال هر قوم و ملتی برای انجام کارهای روزمره و عادی خود، بایدها و نبایدهای فراوان اخلاقی – دینی وضع کرده بود. گرچه برای غالب این باید ها ونبایدها، دلایل روشن پزشکی وجود نداشت اما، به دلیل احترام فراوانی که مردم پیش از آغاز روند جهانی شدن برای سنت، به عنوان یک عنصر اجتماع ساز و قابل تامل قائل بودند، نسل اندر نسل به این سنت ها و باورها، احترام می گذاشتند و تا حد امکان از شکستن این عقاید، خود داری می ورزیدند. گرچه پس از آغاز گسترش سریع رسانه های ارتباط جمعی در اواسط قرن بیستم میلادی، کم کم بسیاری از این عقاید در میان اقوام بشری سست شدند، اما مطالعه این بخش از تاریخ بشر، از جمله شیرین ترین و پرسودترین مطالعات اجتماعی است استحمام نیز در نزد ایرانیان همراه با بسیاری قواعد نهی شده بود که رعایت آنها را بر خود ملزم می شمردند. البته بایدگفت بسیاری از این عقاید دارای ریشه های مذهبی نیز بودند.
گویا برهنه در حمام شدن در این فرهنگ نهی شده بود. فمن دخله لایدخله الا مستترا(7) وجود حکایتی چون« عبداله بن عمر را دیدند در حمام، روی به دیوار نشسته وچشمان را نیز به دستمال بر بسته ».(8)
احتمال این امر را افزایش می دهد که بانوان قبل از ورود به حمام برهنه می شدند.
در متون سنتی ایران، نهی شده است که پدران فرزندان خود را به حمام برند، شاید که پرده حیا دریده شود.(9) . نهی آمده است نان (غذا) را به گرما به خوردن الا به عذری ظاهر (10) همچنین است نهی از رفتن دو جنس مخالف به حمام در یک روز واحد و روزهای حمام  گرفتن مردان و زنان از هم جدا بود و معمولاً جمعه ها به استحمام مردان اختصاص داشت و روزهای دیگر زنان حمام را قرق می کردند وساعت های طولانی در آن به سر می بردند و حتی میوه جات خصوصاً انار و آجیل و شیرینی و ناهار را در آنجا صرف می کردند و بسا دختر دیدن و خواستگاری در حمام صورت می گرفت(11). نهی دیگر آن که سخن بسیار نگوید و اگر قرآن خواند آهسته خواند و حتی جواب سلام را ندهد و اگر خواهد عافاک الله گوید و بس(12).
در مقابل این اوامر که جنبه رد داشت، در سنت، اوامر دیگری در باب آداب استحمام با جنبه قبول، وجود داشت که رعایت آنان را الزام آور می دانستند یکی از  مهم ترین این اوامر پرداخت پول حمام دار پیش از آغاز استحمام بود. «سیسم گرمابه بان از پیش بدهد تا وی را دل خوش بود به آب ریختن وی ، و وی بداند که چه به وی دهد» (13). طرفه آنکه به دلیل عدم ثبات اقتصادی در کل تاریخ ایران منهای دوران های معدود و کمبود همیشگی نقدینگی ، عموم پرداخت ها با چوب خط صورت می گرفته است و این وسیله پاره ای چوب بلند و بدون گره بوده است که با انداختن خطی بر روی آن میزان بدهکاری هر خانواده به کاسب محل نمایان می شده است، پدر خانواده پس از پایان چوب خط، موظف به پرداخت وجه آن بوده و این فرهنگ نسیه خوری که موجب آسیب اقتصادی به کاسب را فراهم می آورده سبب سرد شدن بسیاری از کسبه و پایین آمدن سطح رفاه اقتصادی جامعه می شده است (بسیار بودند کسانی که از این اعتماد دو سویه، سوء استفاده می کردند، که البته گاه واقعا به دلیل ناداری و عدم قدرت پرداخت بوده است تا  مردرندی و کلاه برداری . شاید بتوان به گرمابه دار بصره حق داد که به دلیل عدم شناخت ناصر خسرو و ملبس بودن وی به لباس های نه چندان مطلوب، از راه دادن وی به گرمابه خود داری ورزیده بود (14). زیرا که بر طبق مثلی معروف: مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.

گویند درزمان ناصرالدین شاه قاجار، آنگاه که ریاست نظیمه طهران به عهده کنت دومونت فرت بود، اعلام حکومت نظامی شد و به موجب آن پایتخت نشینان از دوازده شب تا پنج صبح حق خروج از منازل خویش را نداشتند، شبی که کنت خویشتن مشغول بازرسی محلات طهران بود، مردی عبا به دوش و بقچه در بغل را دید و به او ایست داد و گفت مگر نمی دانی عبور و مرور ممنوع است؟ مرد اظهار داشت از این چیزها سر در نمی آورم، من تابع بوق حمام هستم که مدتی است به صدا در آمده و مردم را به رفتن به حمام فرا خوانده « کنت» فردای آن شب استعفای خود را به شاه تقدیم کرد که در این شهر یا من باید فرمان بدهم یا بوق حمام!».

از دیگر بایدهای سنت در باب آداب استحمام این است : « جهد کند که گرمابه خالی کنند برای وی، یا وقتی شود که خالی تر بود» (15) این امر هم در جهت حفظ حیا میان مردمان بوده است که در گرمابه رفت وآمد می کردند و البته با عادت اخلاقی انتخاب عروس از روی دیدن وی در گرمابه، که حتی تا چهل سال پیش در شهرهایی مانند طهران نیز رسم بوده است، منافات دارد. طرفه آنکه تا قبل از روایی کامل طب نوین در ایران و افزایش تعداد اطباء در تمامی نقاط کشور و نیز انجام اقداماتی چون لوله کشی آب تصفیه شده، چه بسیار دخترکانی که از بیماری های صعب پوستی و جلدی در رنج بودند و البته وقتی نیک بنگریم مودبانه ترین روشی که مادر یا خواهران تازه داماد قادر به درک این موضوع بودند همانا مراجعه به گرمابه محل و یا پرس و جو از دلاک زن و هم محلی های دختر بوده است. حکم اخلاقی دیگر عبارت بود از: « آب بسیار نریزد. چندان ریزد که اگر گرمابه بان بیند، کراهیتش نیاید» (16)
این اصل اخلاقی نیز با توجه به شرایط جغرافیایی ایران که به غیر از مناطق محدود عموماً در معرض خشکسالی و بارش کم بوده است قابل توجیه می باشد.

آیین نگهداری حمام :
یکی از بخش های عمده اسناد تاریخی بر جای مانده از دوران های مختلف، همانا آیین نامه های مختلف اداری، انتظامی است که برای سرو سامان بخشیدن به اوضاع اجتماعی مناطق مختلف ایران به رشته تحریر در آمده است. کتاب معالم القربه فی امور الحسبه تصحیح استاد فقید دکتر سید جعفر شعار، یکی از این متون است. در این متن گوشه هایی نیز به قوانین حاکم بر نگهداری حمام  ها اختصاص داده شده است. که شرح آن به شکل زیر است.
« نقش و نگارهایی که بر در حمام یا اندرون آن است، نارواست و باید محو شود » (17)
روح و طبع تنوع طلب آدمی، پس از چندی بر در و دیوار حمام، نقش ها زد و البته این نقوش به ادب پارسی نیز راه یافت و صورت گرمابه و صورت بر دیوار را در شعر شعرایی چون سعدی و  مولانا آفرید که نماینده بی ثباتی دنیا و عدم اعتماد کامل به فرایندهای آن بوده است.
«محتسب باید فرمان دهد تا گرمابه را از بامداد بازکنند، زیرا مردم پیش از نماز برای طهارت بدان نیاز دارند» (18) . در تاریخ ایران، مواقعی است که دستورات شرعی با قوانین محیطی و حاکمیتی در تضاد قرار می گرفته است . عموماً گرمابه ها چندی پیش از نماز صبح با نواختن بوق حمام، آغاز کار خود را اعلام می کردند و این زمان، قاعدتاً در اواخر شب قرار داشته است. زمانیکه هنوز منع رفت و آمد در خیابان ها به واسطه امر حکومتی برقرا بوده است. در حمام های قدیم، سحرگاه بوق هایی را که از شاخ درست شده بود به صدا در می آوردند و این، خبر از باز شدن در حمام می داد، گویند درزمان ناصرالدین شاه قاجار، آنگاه که ریاست نظیمه طهران به عهده کنت دومونت فرت بود، اعلام حکومت نظامی شد و به موجب آن پایتخت نشینان از دوازده شب تا پنج صبح حق خروج از منازل خویش را نداشتند، شبی که کنت خویشتن مشغول بازرسی محلات طهران بود، مردی عبا به دوش و بقچه در بغل را دید و به او ایست داد و گفت مگر نمی دانی عبور و مرور ممنوع است؟ مرد اظهار داشت از این چیزها سر در نمی آورم، من تابع بوق حمام هستم که مدتی است به صدا در آمده و مردم را به رفتن به حمام فرا خوانده « کنت» فردای آن شب استعفای خود را به شاه تقدیم کرد که در این شهر یا من باید فرمان بدهم یا بوق حمام!» (19) ضرب المثل معروف بوق حمام روی حمام است (20) نمایانگر رایج بودن استفاده از این وسیله در حمام ها می باشد. آنچنانکه وارد فرهنگ شفاهی مردم نیز شده است.
از دیگر قواعد ذکر شده یکی هم این قاعده است « جامه دار باید جامه های مردم را نگاه دارد و اگر چیزی گم شود ،ضامن آن است »(21).
محتسب باید گرمابه دار را موظف بدارد که گرما به را بشوید و بروبد و هر روز ، چند بار، با آب پاک پاکیزه کند و سنگ های کف حمام را با چیزهای زبر بمالد تا سدر و خطمی بدان نچسبد و سبب لغزش مردم نشود وباید روزانه دوبار با بخورهایی از قبیل کندر و لادن گرمابه را خوشبو کند(22).
 متافیزیک و حمام 
زندگی انسان پیش از دوران مدرن، آمیختگی بسیاری به افسانه ها و باورهای متافیزیکی داشت. اینان برای هر رفتار و عملکرد خویش عموماً دلیل و حالتی از متافیزیک در نظر می گرفتند و یا وضعیت های مختلف را به پای تاثیر موجودات و قدرت های متافیزیکی می گذاشتند. آثار در باب ترس از جن و جنیان خصوصا در محیط بخار گرفته و وهم آلود حمام های قدیم در تاریخ روایی ایران فراوان است. طرفه آنکه مظفرالدین شاه قاجار هر وقت هوس حمام در سر می پخت، امیر بهادر جنگ، وزیر دربار خود را به حمام می فرستاد تا اجنه را از آن جا دور کند(23)گویا برای راندن جن و جنیان لوازم آهنی بهترین وسیله بوده است. از کلید و سنجاق گرفته تا نوعی ظرف موسوم به جام چهل کلید(24) شاید وجود آتش در تون حمام و اینکه در احادیث و روایات اسطوره ای عموماً شیطان از آتش تصور می شود و اینکه شیطان از جن بود و از ملائکه نبود به نوعی توضیح دهنده کل این چرخه باشد(25)

برخی مواد پر کاربرد در حمام ایرانی
بررسی یک حمام ایرانی، تنها به تحلیل بنای ساختمان یا کارکردهای متفاوت اجتماعی این مکان محدود نمی شود. طرفه آنکه در هر دوره از تاریخ بشر، بسته به عواملی چون، وضعیت بازرگانی و نوع داد و ستدها و وضعیت مالی طبقات مختلف مردم، علایق فانتزی مردم آن دوره، نوع جغرافیای منطقه مورد بررسی و پوشش گیاهی خاص آن ناحیه و در نهایت میزان پیشرفت علم شیمی در آن دوره، از مواد خاصی برای استحمام ،نرم ساختن پوست ، شفاف ساختن پوست و یا از میان بردن انواع لک ها و پیسی های موجود بر روی آن، بهره می بردند. قطعا این مواد در طول تاریخ ثابت نبودند و بسته به عواملی که در بالا از آن نام برده شد در حال تحول و تغییر بودند و نکته دیگر آنکه قطعا در طول تاریخ مواد مورد مصرف توسط اعیان و اشراف و درباریان با مواد مورد مصرف توسط طبقه عادی جامعه چه از لحاظ نوع وچه از لحاظ کیفیت، متفاوت بوده است. با در نظر گرفتن تمام این عوامل در باب برخی از این مواد سخن می رانیم . به قطع می توان گفت که پرکاربردترین گیاه حمام برای ایرانیان گیاه سدر بوده است. گاه این گیاه پر برکت به صورت خالص مورد استفاده قرار می گرفته است و گاه برای تقویت رویش مو با ترکیباتی چون سیر و تخم مرغ و دیگر مواد تقویت کننده ریشه مو مورد استفاده قرار می گرفته است. بیرونی در باب این گیاه
 می گوید: نباتی است از نبات های فصل بهار و در عرب درخت کنار را گویند و برگ نوعی از آن که به آب نزدیک نباشد در دست شویی به کار برند(26) از دیگر حکیمانی که در باب این گیاه پر فایده سخن را نده اند ابن اخوه است: سدر فروشان باید سدر تابستانی را به هنگام کوبیدن با مقداری سدر زمستانی بیامیزند تا رنگش را روشن و اثرش را بیشتر کند و نباید از برگ های درختان بدان بیامیزند، چنانکه برخی از ایشان برگ بید و توت و جز آن را در آن می آمیزند. برای شناختن سدر سالم مقداری از آن را در طاس بریزند و به هم بزنند، اگر کف کند و سفید باشد، سالم و اگر زرد باشد مخلوط است (27) گویا یکی از ابتدایی ترین اشکال مواد شستشوی دست گیاه خطمی بوده است که به پارسی آن را خیری و خیرو می نامیدند.

آثار در باب ترس از جن و جنیان خصوصا در محیط بخار گرفته و وهم آلود حمام های قدیم در تاریخ روایی ایران فراوان است. طرفه آنکه مظفرالدین شاه قاجار هر وقت هوس حمام در سر می پخت، امیر بهادر جنگ، وزیر دربار خود را به حمام می فرستاد تا اجنه را از آن جا دور کند.

از لعاب این گیاه در حمام برای شست و شو بهره می بردند(28) گیاه پر استعمال دیگر مورد بوده است. نام این گیاه در عربی اس بوده است، درختچه ای است زیبا از رده دو لپه ای های جدا گلبرگ که در اطراف شیراز و بلوچستان و یزد و اصفهان و ... می روید. برگ هایش صاف و شفاف و سبز و معطر است و استفاده از آن در حمام به دو دلیل بوده است. یکی آن که گرما زدگی را دفع می کند ودیگر آن که روغن آن بلندی موی را موجب می شود(29) در نهایت باید از گل سرشوی نام برد این گل را گل جعد و گل خراسانی ، گل اصفهانی ، گل فارسی ، گل نیشابوری و گل خوراکی نیز می نامند، گونه ای رستنی است که جهت شستن سر به کار می رود(30) معروف ترین نوع آن در حدود سیراف یافت شده است (31) و اکنون معدن آن را در جهرم می توان یافت. به هر حال جاودانگی این ماده خوشبو به واسطه شعری معروف از استاد سخن، سعدی شیرازی است که این گل را از دست محبوب خویش در حمام دریافت می کند و مشهورتر از آن است که نیاز به ذکر آن باشد. نظامی نیز در این باب شعر معروفی دارد که به ذکر آن بسنده می شود:
گل سرشوی از این معنی که پاک است
                                     به سر بر می کنندش گرچه خاک است.(32)
نتیجه: رسم استحمام در تاریخ اجتماعی ایران تابع تام  اهمیتی بوده که دین مبین اسلام  برای نظافت قائل بوده است ولی این به معنی عدم رعایت نظافت در ایران قبل از اسلام نیست زیرا در متون حماسی اشارات شایانی به استحمام  شده است. در فرهنگ ایرانی استحمام دارای لوازم متعدد بوده که قطعا تابعی از وضع اقتصادی مردم بوده است. همچنین این فرهنگ گاه با مسایل سیاسی  گره میخورده است مانند آنچه در دوره ناصری رخ  داده بود و اسباب ناراحتی رئیس نظمیه تهران را فراهم  آورده بود.
پی نوشتها:
1. ویل دورانت، تاریخ تمدن، کتاب دوم، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی ، 1367 ، صص 4-3-7.
2.روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، انتشارات آستان قدس ، ج15، ص49.
3.علی بن برهان الدین حلبی شافعی، سیره الحلبیه، جزء اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ص 376.
4.آیزاک آسیموف ، دانشمندان علم و صنعت، ج 1، مترجم محمود مصاحب، علمی و فرهنگی، ص 38.
5.نظامی سمرقندی، احمد بن عمر، چهار مقاله، به کوشش دکتر محمدمعین، ص 112.
6.علی محمد، سجادی، حمام و استحمام در فرهنگ ایرانی، مجله مطالعات ایرانی، دانشگاه با هنر کرمان، پاییز 1382، صفحه 9.
7.سیره الحلبیه، پیشین، ص 377.
8.امام محمد غزالی، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیو جم، انتشارات علمی و فرهنگی، ج1، ص 139.
9.سیره الحلبیه، پیشین، ص 377.
10.کیمیایی سعادت، پیشین ، ص 154.
11.ایرانشهر، نشریه شماره ی 22 کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج 1، ص 194.
12.کیمیای سعادت، پیشین، ص 154.
13.همان، ص 154.
14.ناصر خسرو قبادیانی سفرنامه، به کوشش نادر وزین پور، چاپخانه سپهر ص 109.
15.کیمیای سعادت، ص 154.
16.همان، ص 154.
17.ابن اخوه، معالم القربه، ترجمه دکتر سید جعفر شعار، آیین شهرداری ، علمی و فرهنگی، ص 162.
18.همان ، ص162.
19.ناصر نجمی، دارالخلافه طهران، نشر عطار.
20.لغت نامه دهخدا، ج4، چاپ 1377.
21.آیین شهرداری ، پیشین، ص 162.
22.همان، ص162.
23.دارالخلافه طهران، پیشین، ص 214.
24.همان ، ص 214.
25.قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتب اسلامیه، ذیل شطن.
26.بیرونی، ابوریحان، صیدنه، تصحیح دکتر عباس زریاب خویی، مرکز نشر دانشگاهی صفحه 794.
27.آیین شهرداری، پیشین ، صفحه 164.
28.لغت نامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین.
29.لغت نامه دهخدا.
30.لغت نامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین.
31.آبادی، محمد، ظرایف و طرایف، مدخل سیراف، انتشارات دبیرخانه استادان زبان و ادب فارسی، تبریز.
32.تلخیص از لغت نامه دهخدا.